حاج رضا سه شنبه 1 اسفند 1396 07:42 ب.ظ نظرات ()
از چند ماه قبل، برخی کانال های ماهواره ای -تلگرامی تحریک به حمله به حسینیه ها و آتش زدن مساجد می کردند. چند مورد هم از این قبیل اتفاق افتاد. تا اینکه دی ماه گذشته، آن جنایتی زنجیره ای حمله به مساجد و حسینیه ها و آتش زدن پرچم کشور در چند شهر به شکل سازمان یافته (توسط وابستگان فرقه انگلیسی-صهیونیستی بهائیت، سازمان تروریستی منافقین و بقایای داعش" تکرار شد و به آدم کشی و ترور ختم گردید.
دواعش پشت نقاب دراویش می آیند/ مسایل شک برانگیر خیابان پاسداران
گروه سیاسی جهان نیوز، محمد ایمانی: با "کادر بسته" رصد کردن تحرکات ضد امنیتی می تواند هزینه های هنگفت برای هر کشوری به همراه داشته باشد. فتنه انگیزی و ترور و حشیانه 3 نفر از کادر نیروی انتظامی و دو بسیجی توسط دواعش وطنی به خودی خود جنایت بزرگ و بی سابقه ای است. اما نباید به این ماجرا نگاه موردی، بخشی و جزیره ای داشت.
از چند ماه قبل، برخی کانال های ماهواره ای -تلگرامی تحریک به حمله به حسینیه ها و آتش زدن مساجد می کردند. چند مورد هم از این قبیل اتفاق افتاد. تا اینکه دی ماه گذشته، آن جنایتی زنجیره ای حمله به مساجد و حسینیه ها و آتش زدن پرچم کشور در چند شهر به شکل سازمان یافته (توسط  وابستگان فرقه انگلیسی-صهیونیستی بهائیت، سازمان تروریستی منافقین و بقایای داعش" تکرار شد و به آدم کشی و ترور ختم گردید. بساط این اغتشاشگری تروریستی البته به همت خود مردم شجاع و بصیر جمع شد.

مدتی بعد، همان شبکه رسانه ای -تروریستی که توسط صهیونیسم مسیحی مدیریت می شود، پروژه کشف حجاب را که اصالتا ریشه ای بهایی دارد، به راه انداخت اما انگشت نمای مردم شد و ناکام ماند. در همین مدت، تحریک به ایجاد نا امنی و بی ثباتی به بهانه های گوناگون ادامه داشت تا اینکه ماجرای خودکشی یک جاسوس بازداشت شده و عضو یک شبکه بزرگ نفوذ منتشر شد و افکار عمومی را نسبت به حجم تحرکات دشمن و نفوذ سرویس های جاسوسی بیگانه در برخی مراکز مهم اجرایی حساس کرد.

معرکه گیری دواعش وطنی که نقاب دراویش بر چهره زده اند، در چنین مقطعی شک برانگیز است. بدنه فرقه های جانی از این دست را - القاعده و داعش و النصره باشد، یا سازمان منافقین و فرقان - افراد کم مایه و شست و شوی مغزی شده تشکیل می دهند. اما سران فرقه ارتباطات وثیق با بیگانگان وطیف های برانداز دارند و از یک مرکز مشترک مدیریت می شوند.

آنچه در ایجاد جرئت و مجال برای این قبیل  سازمان های جنایتکار، نقش اساسی دارد، مواضع تشجیع و تحریک کننده برخی طیف های سیاسی یا مدیران دولتی است. در جریان اغتشاش دی ماه گذشته، نشریات زنجیره ای و برخی افراطیون مدعی اصلاحات که بارها حق را به جانب داعش داده و مدافعان حرم را زیر سوال برده بودند، خط تحریف و تئوری پردازی را که آشوبگران آدم کش حاشیه امنیت ایجاد می کرد، شرح و بسط دادند.
 
چند فلاش بک تاریخی؛ ...زمستان 59 و بهار سال 60 ارتش صدام سرگرم پیشروی در عمق مرزهای ما بود، اما بنی‌صدر اواخر اردیبهشت 1360 مردم و مسئولان را با جنجال رفراندوم سرگرم کرده بود تا اینکه یک ماه بعد، سازمان منافقین اسلحه‌ها را بیرون کشیدند و جنگ خیابانی و ترور را کلید زدند. همان زمان که بنی‌صدر اصرار داشت مقابل نخست‌وزیر رجایی و بزرگان انقلاب در حزب جمهوری اسلامی جبهه باز کند، سازمان تروریستی منافقین به نیابت از سازمان سیا، در تدارک ترور شهید بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای، رجایی و باهنر و 70 وزیر و معاون و نماینده مجلس بود.

داستان عراق و سوریه نیز از این جهت عبرت آموز است. هنگامی که "ائتلاف داعش، حزب بعث و فرقه شبه عرفانی نقشبندیه"، سلسله جایت های تروریستی و اشغال شمال عراق را تدارک می کردند، آمریکا و برخی دولت های غربی از این حرکت به عنوان جریان اجتماعی -مذهبی سرکوب شده و مشروع یاد می کردند و دولت عراق را تحت فشار می گذاشتند.

فرقه صوفی مآب نقشبندیه، وابسته به عزت ابراهیم (معاون صدام و از سران حزب بعث) است. زمینه ملحق شدن نقشبندیه به داعش را بعثی‌ها فراهم کردند.  "ارتش نقشبندی" از سال 2009 مورد توجه نیروهای آمریکایی مستقر در عراق قرار گرفت. این گروه در میان تظاهر کنندگان استان های سنی نشین عراق در سال ۲۰۱۳ نفوذ کردند و به تدریج با پلیس و ارتش درگیر شدند. داعش با استفاده از نقشبندیه سعی کرد افراد بیشتری جذب کند.

مسؤولین اصلی داعش، اعضای حزب بعث بودند، هر چند که بر حسب ظاهر، داعشی ها مذهبی دو آتشه و بعثی ها ضد مذهب به شمار می آمدند. از همه متناقض تر، حضور و نقش آفرینی فرقه به ظاهر صلح طلب نقشبندیه در ائتلاف بعث و داعش بود. هرچند القاعده و گروه‌های تکفیری، صوفی‌ها را مرتد می‌دانند، روابط  آنها با مدیریت سیا و موساد و ام آی سیکس به همکاری گرایید.

این ائتلاف سرطانی تحت حمایت غرب و مرتجعین منطقه، ضمن اشغال شمال عراق، به شرق سوریه وارد شد. در سوریه، فرقه های دیگری نظیر جبهه النصره و حتی طیف هایی مانند احرار الشام نیز سازماندهی شدند که هریک در گوشه ای از کشور، مدعی حقوق سیاسی و اجتماعی سرکوب شده بودند. غرب همان زمان با تبلیغات انبوه، دولت سوریه را تحت فشار گذاشته بود و ادعا می کرد اعتراضات، صدای مردم است و باید این صدا را شنید و به فرقه های معارض، امتیاز سیاسی داد. اما سرانجام معلوم شد اصل ماجرا، سازماندهی جبهه معارضین نظامی تروریست و برانداز، با حضور اتباع دهها کشور دیگر است.

جنایاتی که مزدوران موساد و سیا و استخبارات سعودی، در عراق و سوریه علیه شیعه و سنی و سکولار و کرد و عرب و ایزدی مذهب انجام دادند، فقط با جنایات مغول و نرون قابل مقایسه است. اما با این حال بارها دیدیم دست اندرکاران فتنه سبز در ایران، برخلاف دعاوی صلح طلبانه و ضد خشونت، بارها حق را به جانب همین گروه ها و فرقه های تروریستی دادند. چرا؟ پاسخ این سوال بسیار مهم است.

ائتلاف داعش و و نقشبندیه و بعث در عراق و سوریه، همان پروژه بزرگ ضد مقاومت را پیش بردند که داعش های ایرانی (ترکیب افراطیون مدعی اصلاحات، بهائیت، سلطنت طلبان، سازمان منافقین) در انجام آن در سال های 78 و 88 و 96 ناکام ماندند. سر این مار را باید کوبید؛ اگرنه تولید افعی جنایت و ارعاب، رویکرد مورد تاکید صهیونیسم مسیحی است؛ دواعش باشند یا دراویش، رنگ سیاه یا سبز، فرق چندانی نمی کند. با جنایتکاران قداره کش که بمب دستی می سازند و با اتوبوس به رسم داعش به مردم و پلیس حمله می کنند و آدم می کشند، نباید با ترحم رفتار کرد و البته نباید گذاشت عقبه سیاسی - رسانه ای تهییج و تحریک و سازماندهی آنها در حاشیه امن بماند.